محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

562

مخزن الأدوية ( ط . ج )

نامند و آنچه قطعه‌هاى آن مايل به سفيدى است و بر آن نقطه‌هاى بسيار ريزه سفيد مىباشد آن را عنبر خشخاشى و آن نقاط را بهار و عنبر مىنامند و بهترين همه آنست كه تازه با دهنيت و خوشبو باشد و ساير انواع ديگر به مراتب يعنى بعد از اشهب آنچه مايل به ازرقى است پس مايل به سبزى پس مايل به سياهى و زبون‌تر از همه سياه كم بوى بسيار كهنه آنست پس بلعى و آنچه ريزه شده باشد خواهند آن را مجتمع گردانند بايد در گلاب قدر مضاعف بگذارند و در گلاب سرد اندازند و مانند شمامه سازند و يا آنكه در پارچه كرباس نازكى پاكيزه كرده در آب گرم جوشان گذارند تا خوب نرم گردد و درهم فشار دهند تا يكسان گردد پس در آب سرد فرو برند تا منجمد گردد و پارچه را از آن جدا كرده نگاه دارند و اين بعد از مدتى نيز بهار مىكند و مصنوع و مجعول نيز مىسازند از گچ و لادن و موم و قدرى عنبر سياه و به هر شكلى كه مىخواهند صفايحى و يا شمامه و كاه شمامه از آن ساخته از عنبر خالص سه چهار لا پرده بر آن مىچسبانند و مىفروشند و يا عنبر خالص را گداخته بالاى آن مىريزند و كهنه كرده مىفروشند و فرق ميان اصلى و جعلى آنست كه قدرى آن را بخايند اگر متفتت گردد مصنوع است و اگر نرم و مجتمع و اندك چسبنده باشد خالص و ديگر آنكه در آتش اندازند اگر دود آن خوشبو باشد خالص است و الا مجعول و يا آنكه سيخى را گرم كرده در آن فرو برند اگر بوى خوش از آن برآيد خالص است و الا فلا و اصل آنست كه امتياز شمامه اصلى از جعلى مشكل است مگر آنكه بشكنند آن را و حقيقت جوف آن را دريابند . طبيعت آن : در دويّم گرم و در اول خشك و در اول گرم و در دويّم خشك نيز گفته‌اند . افعال و منافع و خواص آن : حافظ ارواح و قوّتهاى حيوانى و نفسانى و طبيعى و بغايت مفرح مبرودين و مقوى حواس خمسه ظاهره و باطنه و محرك شهوتين باه و طعام و اعاده كننده قوّتها از شرب ادويه مسهله و غيره و كثرت اوجاع و جماع كم شده و مفتح سدد و بادزهر سموم و مقاوم آنها و مقوى افعال معاجين و تراكيب و بالطبع دافع امراض بارده عموماً و بالتخصيص امراض بارده دماغيه و قلبيه و خوشبو كننده دهان و بالخاصيت دافع امراض حاره قلب و دماغ و منعش حرارت غريزى است و پيران را بسيار موافق . * امراض الرأس و الصدر و القلب و المعده و الكبد و الطحال و الكليه و المثانه * جهت فالج و لقوه و رعشه و كزاز و خدر و صداع بارد و شقيقه و جنون و نزلات مزمنه و اوجاع گوش و تحليل رياح آن و امراض بينى و سينه و سرفه كهنه و ربو و قرحه شش و ضعف قلب و خفقان و غشى و ضعف معده و كبد و استسقا و يرقان و اوجاع معده و طحال و گرده و رياح مجتمع در معده و امعا و اوجاع مفاصل اعصاب شرباً و سعوطاً و تدهيناً و بخوراً . * اعضاء التناسل * مداومت آشاميدن آن با ماء العسل جهت اعاده باه مايوسين و طلاى آن با غاليه و ادهان حاره جهت تقويت اعضاى تناسل و تحريك باه و بر احليل باعث شدت لذت جماع طرفين به حد افراط و آشاميدن يك دانگ آن هر روز تا سه روز جهت درد فم معده جديد و قديم مجرب . * الوبا و السموم * آشاميدن آن جهت رفع و با و سموم و بخور آن مصلح هواى وبايى و گريزانيدن هوام و بوييدن آن در جميع امور مذكوره قوى الاثر . المضار : باعث غليان خون و رقت آن و توليد شرى در محرورين ، مصلح آن كافور و ميوه‌هاى سرد و تر و سعوط آن با ادهان حاره جهت دفع امراض بارده دماغيه و تفتيح سدد آن و حمول آن با اقطنه آلوده جهت رفع استطلاق بطن حادث از برد و ضعف معده و گويند مضر امعا است ، مصلح آن صمغ عربى و نزد بعضى مضعف روح كبدى است ، مصلح آن ادويه بارده مانند طباشير و گشنيز و امثال اينها و اكثار اكل و شم آن برانگيزاننده ماشرى و حمره است و مصلح آن بوييدن كافور و خيار . مقدار شربت آن : يك دانگ و گفته‌اند كه اگر يك مثقال آن را با دو چندان سر بنفشه و نيم مثقال صمغ عربى به سه دفع در يك روز خورده شود تفريح به حد اسكار آورد و به اين قول مغرور نبايد شد كه چندان اصلى ندارد . بدل آن : به وزن آن مشك و زعفران و گويند به وزن آن مر و مشك و زعفران است و دستور حل و تصفيه و بخور و ساختن تسبيح و جوارش و حب و خميره و شراب و شمع و عرق و سعوط و فتيله و قرص و قهوه و معجون عنبر در قرابادين كبير مذكور شد . عنقود به ضم عين و سكون نون و ضم قاف و سكون واو و دال مهمله اسم جنس خوشه است و جمع آن عناقيد آمده . ماهيت آن : اسم خوشه نباتى است مخصوص پرشاخ به قدر شبرى و برگ آن مانند برگ سداب و ريزه و بىشكوفه و خوشه آن مملو از رطوبت و تخم و رايحه آن شبيه به سداب . طبيعت آن : سرد و خشك . افعال و خواص آن : مقوى اعضا و مانع ريختن مواد به اعضا است و ضماد آن رافع اورام حاره و التهاب آن و مسكن حدت خون و صفرا . مقدار شربت آن : تا سه درم .